|
|
|
|
|
والا سرزدن به بقیه وبلاگا وادارم کرد که یک مطلب جدید بنویسم. البته این مطلب ربطی به وبلاگ ندارد.
من موندم که چرا بعد از سیاهپوستها ما ایرانیها اینقدر بیهویت و مسخشده هستیم؟ یک نگاهی به خودت و دور و بریات بنداز اون وقت میفهمی که چی میگم. اول - به شدت انسانهایی تقلیدی هستیم به همین دلیل وقتی یه چیزی مد میشه یا به اصطلاح تو بورسه همه عینهو ماشینها و رباتهایی از قبل برنامهریزی به سمتش هجوم میبریم و در عرض چند روز خیابانهای شهر پر میشه از قیافههای تکراری. دوم - بدلکردگی به طرز فجیعی در بین خانمها و تا حدی آقایون کشور ما رواج دارد. علاقه فجیع به سفیدشدن از نوع اروپاییش که واقعا مشهوده به خصوص اگر سبزهرو باشند که کمتر پیش میاد که موهای بلوند و طلایی نداشته باشند! (البته حمل بر چشمچرانی اینجانب نشود). عمل کوتاه و بلندکردن دماغ و کاشت درختان جنگل! (مو) هم که واویلا. مثل همین خودم که واسه افزایش ملات این سر صاب مرده پیش دکتر رفتهام. خلاصه کلام، عزیزان، من با زیبایی و تنوع مخالف نیستم. اما میگم لااقل در این زمینه مقلد چشم و گوش بستهی دیگران نباشیم. مطمئن باش که بابا جان زغال همون زغاله!!! (خیلی لحن مطلب نژادپرستانه شد. شرمنده. من اتفاقا از رنگ تیره خوشم مییاد به خصوص از نوع انسانیش!) حالا تا یارو با اردنگی از کافینت ما را ننداخته بیرون، هر چه زودتر جیم میشم... |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 18:28 توسط حمزه قنبری نهبندانی
|
|
||